[Blog_Tags_Title] ,



RSS

مجله علمی خبری
دانش خود را بیفزا

یکشنبه 15 اسفند 1400

چطور با مطالعه کتاب باعث تحریک ذهن خود شویم؟

تاریخچه مطالعه و کتابخوانی
مطالعه کتاب به عنوان روش درمانی ایده چندان جدیدی نیست. چرا که ظاهرا پادشاه مصر رامسس دوم اتاقی مخصوص نگه داری کتاب داشت و بالای در ورودی آن کلماتی با این عنوان نوشته بود: «خانه درمان روح».
زیگمون فروید و بسیاری از روانشناسان و فلاسفه دیگر نیز کتاب را برای درمان بیماران ذهنی تجویز می کردند.
واژه بیبلیوتراپی(bibliotherapy)  که به معنی هنر استفاده از کتاب برای کمک به حل مشکلات روحی افراد است، درسال ۱۹۱۶ میلادی برای نخستین بار توسط ساموئل کروترز استفاده شد. پس از آن در آمریکا و کمی بعد در بریتانیا رواج پیدا کرد. این روش درمانی به سرعت وارد دانشکده های پزشکی و بیمارستان ها شد. در سال ۲۰۰۷ فیلسوفی به نام آلن دو باتن مدرسه ای مجهز به خدمات بیبلیوتراپی با متخصصان آن تاسیس کرد. گرچه بیبلیوتراپیست ها گاهی اوقات کتاب های فلسفه، شعر و کتاب های خلاقانه غیر داستانی تجویز می کنند، اما در این میان داستان و رمان از خاصیت درمانگری بیشتری برخوردارند. تحقیقات نشان می دهد داستان های ادبی توانایی ما را برای همدردی و قرار دادن خودمان در قالب دیگران بهبود می بخشد. مطالعه داستانی با شخصیت مشابه خودمان می تواند در روند تشخیص بیماری و درمان آن تاثیر بسازی داشته باشد. زمانی که داستان ما را در طوفانی عمیق می اندازد در واقع کشف شخصیت درونی ما آغاز می شود. زمانی که به خودمان می آییم و خودمان را گریان می بینیم در حالی که می فهمیم برای شخصیت داستان اشک می ریزیم، در واقع برای خودمان گریه می کنیم. به این روش درمانی نوعی پاکسازی روان اطلاق می شود.
تحریک ذهن
با مطالعه کتاب باعث تحریک ذهن خود شوید.
تمرکز روی کلمات و داستان یک کتاب، باعث تحریک مغز و عملکردهای شناختی می شود. این عمل می تواند به تحریک ذهن شما، به ویژه بخشی از مغز که وظیفه تمرکز و تجزیه و تحلیل را دارد، کمک کند. این قسمت از مغز را دقیقاً فعال تر می کند. این تحریک ذهن سرانجام در جایی که شما نیاز دارید موضوعی را تحلیل کنید، تمرکز شما را برای تحلیل آن موضوع بیشتر می کند.
با تحریک و بهبود عملکرد مغز، ذهن شما فعال تر می شود. با ایجاد تمرکز شدید بر روی کلمات، مغز شما مقدار قابل توجهی از اطلاعات را به خود اختصاص می دهد، که می تواند مهارت تفکر انتقادی و تجزیه و تحلیل انتقادی و همچنین توانایی خواندن شما را بهبود بخشد و این بهترین روش برای تحریک ذهن شما و فعال تر کردن روند فکری شما است. خواندن فقط به تفکر انتقادی شما کمک نمی کند، بلکه باعث بهبود قدرت و عملکرد مغز شما نیز می شود. تحریک مداوم مغز با مطالعه کتاب انجام می شود. این کار سبب کنترل بخش های مختلف مغز شما می شود و در نهایت مهارت های تفکر و تجزیه و تحلیل شما را کنترل می کند.
تحقیقات نشان داده است که مطالعه کتاب از جمله فعالیت هایی است که ذهن را تحریک می کند و پیشرفت آلزایمر را کنترل می کند (یا احتمالاً حتی از آن جلوگیری می کند)، زیرا فعال و درگیر شدن مغز شما مانع از دست رفتن قدرت ذهنتان می شود.
درست مانند هر عضله دیگری از بدن، مغز نیز برای حفظ قدرت و سالم ماندن نیاز به ورزش دارد. انواع فعالیت هایی که از لحاظ علمی ثابت شده است که ذهن را تحریک می کنند، مانند: انجام بازی پازل و شطرنج هستند.
کاهش استرس
استرس های خود را با مطالعه کتاب از بین ببرید.
مطالعه یک رمان خوب می تواند شما را به دنیای دیگری منتقل کند تا شما بتوانید تمام استرس های خود را فراموش کنید. همینطور مطالعه یک مقاله جذاب ذهن شما را از استرس ها منحرف می کند و باعث می شود تنش هایتان از بین برود و به شما آرامش می دهد.
خواندن می تواند به کاهش سطح استرس کمک کند. عمل و تمرکز بر روی کلمه نوشتاری می تواند به شما در رفع ذهن شما از اضطراب و فشارهای روز کمک کند. با دور کردن ذهن خود از استرس، می توانید آسوده باشید و اجازه دهید استرس تان از بین برود.
پس از شروع خواندن، شما شروع به تمرکز خواهید کرد، در حین مطالعه، دیگر به مسائلی که باعث استرس شما شده اند فکر نخواهید کرد، بلکه استرس را تماماً فراموش خواهید کرد. بنابراین با گذشت زمان، خواندن باعث کاهش استرس می شود و باعث می شود از نظر روحی و جسمی احساس بهتری داشته باشید.
دانش
با مطالعه کتاب سطح دانش شما افزایش می یابد.
کتابخوانی، دانش جدیدی را به حافظه شما اضافه می کند. هرچه دانش بیشتری داشته باشید، برای مقابله با مشکلات غیر قابل پیش بینی زندگی تان مجهزتر خواهید بود.
علاوه بر این، نکته دیگری در مورد دانش و یادگیری در اینجا وجود دارد: اگر برای شما هر نوع اتفاق غیر قابل پیش بینی رخ دهد، به یاد داشته باشید که اگرچه ممکن است همه چیز (شغل، دارایی، سلامتی و ...) را از دست بدهید، اما دانش آن را که در طول زندگی با مطالعه مستمر خود درون ذهنتان جمع آوری کرده اید، هرگز نمی تواند از شما گرفته شود.
بهبود فن بیان، گسترش دایره واژگان و کلمات
هرچه بیشتر بخوانید، کلمات بیشتری در معرض دید شما قرار می گیرند، همین امر باعث می شود هر روز به دایره واژگان شما افزوده شود و اثرات مطالعه شما در صحبت هایتان پدیدار می شوند.
واژگان، چه به صورت فیزیکی و چه به صورت کتاب الکترونیکی، می توانند سبب افزایش دایره واژگان شما شوند.
پس از مدتی که مطالعه روزانه انجام دادید و به جستجوی کلمات جدید که تا امروز نمی دانستید پرداختید، دایره واژگان شما به یکباره گسترش می یابد و مهارت های زبانی شما بهبود می یابد. شما با کتابخوانی مستمر مغز خود را با واژگانی پر می کنید که در ادامه زندگی تان از این واژگان در هر موقعیتی به صورت اتوماتیک استفاده می کنید، این موضوع در تحقیقاتی که توسط دانشگاه اورگان انجام شده است اثبات شده است.
کلماتی که شما یاد گرفته اید، شروع به ادغام خود در واژگان روزمره شما خواهد کرد و با استفاده از این کلمات جدید طرز صبحت کردن شما به طور شگفت آوری تغییر خواهد کرد.
بیان و خوش صحبت بودن در هر حرفه ای کمک شایانی می کند و اینکه با اعتماد به نفس می توانید با افراد با درجه اجتماعی بالاتر صحبت کنید، می تواند یک تقویت چشمگیر در عزت نفس شما باشد. این حتی می تواند در حرفه ای که دارید به شما کمک کند، زیرا کسانی که در موضوعات مختلف، آگاه هستند و بسیار خوب صبحت می کنند، بیشتر از کسانی که واژگان کمتر و سطح آگاهی کمی از ادبیات دارند، صبحت هایشان بسیار بیشتر مورد قبول واقع می شود و می توانند در هر زمینه ای از حرفه خود موفق تر باشند.
در هر کار تخصصی، ما نیاز به یک سری ابزار و وسیله داریم. در بحث فن بیان و مهارت های ارتباط کلامی واژگان، ساختارها و لغات جزئی از ابزار ما هستند. ما برای اینکه بتوانیم واژگان خوبی داشته باشیم و ساختارهای خوبی را استفاده کنیم، نیاز داریم مطالعه کنیم. به ویژه مطالعه در زمینه ادبیات فارسی معاصر خودمان که گنجیه غنی در زمینه افزایش واژگان و دایره لغات هستند. برای اینکه ما بتوانیم عیار کلام و بیان خودمون را بالا ببریم، باید مطالعه کنیم، به ویژه مطالعه در زمینه ادبیات معاصر.
بهبود حافظه
یکی از روش های ورزش حافظه، مطالعه مستمر کتاب و کتابخوانی است.
وقتی کتاب می خوانید، باید مجموعه ای از شخصیت ها، پیشینه آن ها، جاه طلبی ها، تاریخچه و تفاوت های ظریف و همچنین قوس ها و زیر مجموعه های مختلفی را که در هر داستان راه دارد را به خاطر بسپارید. همه ما این موضوع را می دانیم که مغزها چیزهای شگفت انگیزی هستند و می توانند با سهولت نسبی همه چیز را به خاطر بسپارند.
خیلی شگف آور است! هر چیز جدید که در حافظه خود اضافه می کنید، سیناپس های جدیدی تشکلیل می شود(brain pathways)  و همچنین آنچه را که از قبل در حافظه خود داشتید را تقویت می کند، که به یادآوری حافظه کوتاه مدت و همچنین ایجاد روحیه کمک می کند. هر اندازه بیشتر مطالعه کنید ذهن شما با رویداد های تازه تری آشنا می شود.
مهارت های تفکر تحلیلی قوی تر
مطالعه کتاب باعث می شود در زندگی مسائل را بهتر تجزیه و تحلیل کنید.
خواندن می تواند تخیل شما را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. اینکه در طول مطالعه یک رمان رمز آلود ذهن شما درگیر شخصیت ها ی متعدد و داستان معمایی آن می شود را در نظر بگیرید. به دلیل همین شخصیت ها و داستان ها، بخشی از مغز شما که وظیفه تحلیل مسائل مختلف را به عهده دارد، تحریک می شود و شما بدون اینکه لازم باشد در دنیای واقعی بسیاری از شخصیت ها را به شکل واقعی تجربه کنید، به راحتی بسیاری از آن شخصیت ها را در کتاب ها می خوانید و با رموز شخصیتی جدید آشنا می شوید و مهم تر از آن یک بار فرصت تحلیل و مواجهه با آن شخصیت را با مطالعه یک رمان رمز آلود به خود می دهید.
وقتی شروع به خواندن کتاب می کنید، معمولاً در آغاز تصویری از اتفاقات آن کتاب در ذهن ندارید. اما، هر زمان که کتاب را تمام کردید، می توانید به راحتی کل شخصیت ها و دنیایی که آن کتاب در ذهن شما ایجاد کرده را به یاد آورید و شروع به تحلیل کنید. در پایان کتاب به طور واضح در می یابید که به طور شگف انگیزی قوه تحلیل شما در حال فعالیت است. خوانندگان حرفه ای در حین خواندن یک رمان از درون خودشان به درون داستان می روند و این یک احساس فوق العاده است.
تخیل ابزاری قدرتمند است که می تواند در همه ابعاد زندگی مفید باشد. اگرچه ممکن است گاهی مورد توجه ما نباشد، تخیل همان چیزی است که به ما امکان می دهد تا بهتر انسان ها را درک کنیم. این درک بهتر انسان ها می تواند در کار یا حتی در خانه به ما کمک کند. با خواندن مستمر مسیر بهبود را برای تخیل خود باز کنید.
بهبود تمرکز
برای بهبود تمرکز در محل کار و مکان های دیگر زندگی مطالعه کنید.
وقتی کتاب می خوانید، تمام توجه شما به داستان معطوف می شود. بقیه جهان از پیش روی شما محو می شود و شما قادر هستید خود را در هر جزئیات ظریفی که از مطالعه کتاب جذب می کنید غوطه ور کنید.
سعی کنید ۱۵-۲۰ دقیقه قبل از کار مطالعه کنید. اگر این کار را انجام دهید خودتان از این که چقدر تمرکز کرده اید متعجب خواهید شد.
بخش دیگری از سلامت روان وجود دارد که مطالعه روزانه کتاب می تواند به آن کمک کند و آن هم بهبود تمرکز ذهن پس از انجام مطالعه روزانه است. این نکته توسط سایت NCU نیز بارها بیان شده است. حداقل میزان مطالعه در روز، می تواند تمرکز و عملکرد حافظه شما را بهبود ببخشد. در این مورد آن قسمت از مغز که وظیفه تمرکز را دارد، تحریک می شود. دقیقاً مانند ورزش بدنی، نوعی تمرین ذهنی است که حافظه شما را تحت فشار قرار می دهد و باعث می شود شما روی جزئیات متمرکز شوید.
مطالعه و درک آنچه را که می خوانید، عملکرد حافظه شما را بهبود می بخشد. به یاد بیاورید که هر کتابی را که تاکنون خوانده اید، به چه درک و مفهمومی از آن کتاب رسیده اید که همیشه در ذهن شما باقی مانده است. بله، درک مطالبی که می خوانید برای بهبود تمرکز شما به یاری ذهنتان می آید. هنگام خواندن، مغز شما بطور دائم قسمت هایی از اطلاعات را درمورد داستان نگه می دارد. از آنجا که بخشی از مغز که حافظه را کنترل می کند تحریک می شود، مانند ورزش برای این قسمت از مغز عمل می کند و در نتیجه باعث بهبود حافظه و تمرکز شما (در جایی که به تمرکز روی موضوع خاصی احتیاج دارید) می شود.
با مطالعه مستمر تمرکز شما تقویت می شود، زیرا خواندن نیاز به تمرکز دارد. هنگامی که شروع به مطالعه کتاب یا مقاله ای می کنید، تا زمانی که کاملا روی آن کتاب یا مقاله متمرکز نشوید، نمی توانید اطلاعات آن کتاب یا مقاله را دریابید. بعنوان مثال تصور کنید که یک مسائله ریاضی را می خواهید حل کنید، تا زمانی که به طور کامل روی آن مسئله ریاضی متمرکز نشوید قادر نخواهید بود آن مسئله را حل کنید.
مهارت نوشتن بهتر
با مطالعه بیشتر می توانید نویسنده بهتری باشید.
با گسترش واژگان، مهارت نوشتن بهتر برای شما فراهم می شود.
قرار گرفتن در معرض اثر منتشر شده (نوشته ای که پارامترهای ارزشمند بودن را دارد)، تأثیر قابل ملاحظه ای بر روی نوشتن خود شخص دارد، زیرا رعایت سبک های نوشتن، روان بودن و نوشتن نویسندگان دیگر تأثیر بسیار زیادی بر اثر شخصی شما خواهد گذاشت.
به همان روشی که نوازندگان بر یکدیگر تأثیر می گذارند و نقاشان از تکنیک هایی که توسط استادان قبلی استفاده شده تاثیر می گیرند، همچنین نویسندگان نیز یاد می گیرند که چگونه با خواندن آثار دیگران تکنیک های نویسندگی خود را بهبود دهند.
مطالعه کتاب و درک سبک های نوشتن دیگران ابزاری عالی برای کسانی است که از نوشتن لذت می برند. حتی نویسندگان بزرگ از این ابزار برای مطالعه سبک ها و مضامین نوشتن استفاده می کنند.
باید به این نکته توجه داشته باشید که هر نوع خواندن می تواند نوشتن شما را به طرز چشمگیری بهبود بخشد.
آرامش
هیچ اتفاق دیگری در جهان به اندازه مطالعه کتاب به شما آرامش نمی دهد.
علاوه بر آرامشی که همراه با خواندن کتاب خوب است، ممکن است موضوعی که شما در مورد آن می خوانید، باعث ایجاد آرامش و آرامش درونی بی نظیر شود.
خواندن کتاب های تاریخی می تواند فشار خون را پایین بیاورد و احساس آرامش بی نظیری را به وجود آورد، در حالی که نشان داده شده است که خواندن کتاب های روانشناسی به افرادی که از برخی اختلالات خلقی و بیماری های روانی خفیف رنج می برند، کمک می کند.
کاهش افسردگی
خواندن، بویژه کتاب های روانشناسی و کتاب های انگیزشی و کتاب های موفقیت، می تواند به جلوگیری از بروز افسردگی و اختلالات خلقی شما به طرز شگفت آوری کمک کند. مطالعه این کتاب ها آن بخش از مغز را که با افسردگی سروکار دارد را بهبود می بخشد. کتاب های انگیزشی و خودشناسی، منابع اصلی از اطلاعات در مورد چگونگی بهتر کردن خود و روحیه خود هستند که می توانند به کاهش افسردگی شما کمک کنند. خواندن کتاب می تواند برای کسی که ممکن است از افسردگی رنج ببرد، اما نمی خواهد دارو مصرف کند، بهترین گزینه باشد.
رمان ها، داستان های کوتاه، مقاله های مجله و کتاب های غیر داستانی نیز می توانند در کاهش افسردگی نقش داشته باشند. با خواندن، شما بر روی مواردی که باعث افسردگی شما می شود تمرکز نمی کنید، بلکه موارد دیگری را می یابید که می توانید به آنها فکر کنید. شما دیگر نگران وضعیت افسردگی خود نیستید، بلکه در عوض، روی داستان متمرکز هستید.
در نظر داشته باشید که تحریک ذهن خود باعث کم شدن افسردگی می شود؛ چرا که هنگامی که ذهن افسرده است، تحرک کمتری از خود نشان می دهد. از طرفی احساس خوشبختی که از شنیدن داستان ها و یا کتاب های انگیزشی به ذهن منتقل می شود، می تواند روحیه شما را بسیار بهتر کند و به شما کمک می کند روزتان از یک روز پر از غم به روز شادتری تبدیل شود. استفاده زیاد از کتاب های ادبی برای درمان افسردگی شبیه به مسکن درد است که درد را کاهش می دهد.
کیفیت خواب شما را بهبود می بخشد
کتاب خواندن، در بهبود کیفیت کلی خواب، الگوی خواب و آرامش شما هنگامی که در خواب هستید نقش بسیار زیادی دارد. خواندن، از آنجا که آرامش شما را بیشتر می کند، استرس شما را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد. این آرامش هنگامی که شما در خواب هستید هم با شما خواهد ماند و می تواند برای شما یک خواب عمیق و آرام در پی داشته باشد. این یک حقیقت شیرین است که: خواندن می تواند کیفیت خواب شما را به میزان بسیار زیادی بهبود بخشد.
شب ها قبل از اینکه به رختخواب بروید، کتاب های مناسبی را که می توانند به روح شما آرامش دهند را انتخاب و شروع به مطالعه آن کنید. اگر یک روز پر از استرس را داشته اید، سعی کنید ابتدا یک نفس عمیق بکشید و با اختصاص دادن زمان هایی خاص برای خواندن درست قبل از خوابیدن در شب، می توانید کمک بسیار زیادی به خودتان کنید. حتما همه شما از تاثیر بسیار زیادی که کیفیت خوابتان در روزی که می گذرانید دارد، بسیار زیاد شنیده اید. بنابراین بسیار مهم است که خواب با کیفیتی داشته باشید. پس با مطالعه کتاب قبل از خواب ابتدا به آرامش برسید بعد بخوابید.
خواندن قبل از خواب، بدن و ذهن شما را به خصوص بعد از یک روز طولانی و استرس زا آرام می کند. حتی اگر میزان مطالعه شما قبل از خواب خیلی کوتاه باشد (یک فصل یا دو فصل) آرامش خاطری که خواندن به شما منتقل می کند، می تواند به شما در خواب عمیق و آرامش بخش کمک کند. آرامشی که کتاب ها می توانند به ارمغان بیاورند فقط یکی از مزایای شگفت انگیز خواندن هر شب قبل از خواب است.
بهبود مهارت اظهارنظر در مورد مسائل مختلف
کتاب ها به شما امکان می دهند چیزهایی را که در طول زندگیتان همیشه می دیدید، اینبار از منظری کاملاً متفاوت ببینید. بعنوان مثال، خواندن در مورد یک فرهنگ خاص می تواند به شما کمک کند تا درک کنید که چگونه این فرهنگ با فرهنگ شما متفاوت است. شما ممکن است با دیدگاه آن فرهنگ موافق نباشید، اما حداقل شما از زاویه جدید به آن نگاه خواهید کرد.
کتاب ها ایده های جدیدی به شما می دهند. دائماً هنگام خواندن یاد می گیرید و می توانید از منظر متعادل تری به جهان نگاه کنید. در صورتی که دیدگاه های دیگر را مطالعه نکنید، (بر اساس ویژگی های بنیادی که داریم) همیشه تمایل خواهید داشت که یک نوع تفکر یک بعدی نسبت به هر موضوعی داشته باشید.
ما کارهایمان را همان طور که فکر می کنیم، عمل می کنیم. زیرا این همان چیزی است که ما در سال های سازندگی آموخته ایم. ما از زاویه تجربه خودمان به چیزها نگاه می کنیم. با استفاده از این لنز می توان به راحتی فرض کرد که راه ما روش صحیح است. کتاب ها به ما کمک می کنند که چیزها را از نقطه نظر جدیدی ببینیم، به ما این امکان را می دهد تا از مفاهیم "درست" یا "نادرست"دست برداریم (تک بعدی بودن) و در عوض جوانب بسیار زیادی را در نظر بگیریم.

 

وقت، بزرگترین دارایی ما است. اگر دوست دارید با صرف کمترین میزان وقت، بیشترین آموزش را ببینید، باید با خلاصه کتاب‌ های ذهن آشنا شوید. ما در ذهن، مجموعه‌ای از جذاب‌ترین و کاربردی‌ترین کتاب‌های روانشناسی، مدیریت، توسعه فردی و توسعه کسب‌وکار را برای شما خلاصه کرده‌ایم. پکیج‌های خلاصه کتاب ذهن به فشرده‌ترین حالت ممکن و بدون جا انداختن حتی یک نکته از کتابها مخصوص افرادی است که به علی‌رغم کمبود وقت، دغدغه دانایی و آموزش دارند. کافیست اپلیکیشن ذهن را نصب کنید و به مجموعه‌ای گسترده از محتوای آموزشی دسترسی پیدا کنید.






نوشته شده توسط sychology در ساعت 11:16
ارسال نظر(0)

شنبه 14 اسفند 1400

چگونه مهارت حل مسئله را در خودمان افزایش دهیم؟

مهارت حل مسئله و تکنیکهای حل مسئله از جمله عبارتهای جذابی هستند که بسیاری از ما علاقه‌ داریم در موردشان بدانیم و بیاموزیم.

شاید چون چنین به نظر می‌رسد که حل مسئله (problem solving) از جمله مهارتهایی است که به هر حال، بهبود آن می‌تواند بر کیفیت زندگی و کسب و کار ما تأثیر مثبت بگذارد.

اما جالب این‌جاست که به‌رغمِ محبوبیت بحث حل مسئله و تکنیکهای آن، احتمالاً هنوز برای بسیاری از ما دقیقاً مشخص نیست که مفهومِ چنین مهارتی چیست و چه حوزه‌هایی را در بر می‌گیرد و نهایتاً چگونه می‌تواند به ما برای تصمیم گیری بهتر کمک کند و بر کیفیت تصمیم های ما تأثیر بگذارد.

 

منظور از مهارت حل مسئله یا (Problem Solving)، یک فرآیند شناختی – رفتاری است که توسط خود فرد هدایت شده و با کمک آن، راه حل‌های موثر و سازگارانه‌ای برای مسائل زندگی می‌یابد. در واقع حل مسئله یک فرآیند آگاهانه، منطقی، نیازمند تلاش و هدفمند را شامل می‌شود. با تسلط بر این مهارت، در زندگی شخصی خود می‌توانید علل احتمالی یک مسئله را بیابید و برای حل آن موضوع، برنامه‌ای عملی را تهیه نمایید. این مهارت که در دسته مهارت‌های نرم در زندگی جای دارد، به توانایی ما برای حل مشکلات به صورت موثر و به موقع، کمک می‌کند. مراحل این مهارت زندگی شامل موارد زیر می‌شود:

تعریف مسأله

اولین گام در یادگیری مهارت حل مسأله، تعریف یا شناخت مسأله است. در عین حال باید از خود بپرسید که چرا و چگونه با چنین مسأله ای مواجه شدید؟ در اینجا نیازمند بکارگیری تفکر منطقی هستید؛ تفکری که به شما کمک می‌‎کند مسائل را از زاویه‌های دیگری ببینید و به ظاهر قضایا بسنده نکنید.

 

ایجاد گزینه‌ها یا راهکارهای مختلف

حال که به کشف و شناخت مسئله اصلی رسیدید، باید به جای تمرکز بر علت مسئله به راهکارها و گزینه‌های مختلف جهت حل آن مشکل، بپردازید. تمام گزینه‌ها را بنویسید، تک تک آن‌ها را از ابعاد مختلف بررسی کنید تا به بهترین راه حل دست یابید. البته، تصور نکنید بهترین و درست‌ترین گزینه، در همان دقایق اول به ذهن تان خطور می‌کند! یافتن گزینه‌های ایده آل و صحیح نیازمند وجود تمرکز و آرامش روان در فرد است.

 

ارزیابی و انتخاب گزینه های موجود

در مرحله قبل گفتیم که تمام گزینه ها یا راهکارها را یادداشت کنید. پس از بررسی این لیست، متوجه می‌شوید برخی از آن ها مناسب نیستند پس، تمام گزینه‌های نامناسب خط خورده و حذف می‌شوند. در ادامه بقیه راه حل‌ها را با تمام ویژگی‌های مثبت و منفی شان یادداشت کنید و سپس با مقایسه آن‌ها، منطقی‌ترین و درست‌ترین گزینه را مشخص کنید.

 

ارزیابی اجزای راه حل انتخاب شده و اجرای آن

حال که توانستید با صبر و شکیبایی و استفاده از تفکر منطقی، راهکاری مناسب برای حل مشکل خود پیدا کنید، نوبت به اجرای آن راهکار می‎رسد. متأسفانه همیشه، همه راهکارها در زمان اجرا جوابگو نبوده و ممکن است با مسئله‌ای دیگر مواجه شوید. برخی مواقع فقط در مرحله اجرا متوجه می‌شوید، که مراحل قبلی را درست انجام داده اید یا نه!

امروزه بسیاری از از مردم برای رویارویی با مشکلات در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود، از مهارت‌های حل مسئله استفاده می‌کنند. استفاده موثر از این مهارت مهم در زندگی، نیازمند به کارگیری یک چهارچوب تعیین شده است که در ادامه بیشتر در این باره توضیح خواهیم داد.

 

انواع تکنیک‌های حل مسئله را بشناسید

در منابع مختلف، اساتید مهارت‌های زندگی و روانشناسان، انواع تکنیک های حل مسئله را معرفی کرده‌اند. هرکس می‌تواند بنا بر شخصیت خود تکنیک مناسبی را برگزیند و با استفاده از آن به حل مشکلات احتمالی بپردازد. در ادامه چند مورد از کارآمدترین این متدها را معرفی خواهیم کرد.

تحلیل ریشه‌ای علت (Root Cause Analysis)

یکی دیگر از تکنیک‌های حل مسئله به روش خلاقانه، تجزیه و تحلیل ریشه‌ای علت به وجود آمدن مشکل است. این روش معمولا زمانی استفاده می‌شود که روند کارها با مشکل روبرو شود. به طور کلی علل ایجاد مسائل متفاوت است که می‌تواند جسمی، انسانی و یا سازمانی باشد.

  • علل جسمی: این علت‌ها ملموس و عادی هستند.
  • علل انسانی: زمانی که انسان خطایی را مرتکب شود و یا کاری ضروری را انجام ندهد.
  • علل سازمانی: این دسته از علل درمورد سیستم، روند یا سیاستی است که مورد استفاده دیگران قرار می‌گیرد.

روش کتوو (CATWOE)

در این روش امکان شناسایی مشکل، اهداف شرکت‌ها و… وجود دارد. لازم به ذکر است که این تکنیک بیشتر مناسب سازمان‌ها، شرکت‌ها و… است. با بررسی چک لیست زیر راحت‌تر می‌توان برای مشکلات پیش آمده، راه حل پیدا کرد:

  • مشتری‌ها
  • بازیگران
  • روند تحلیل
  • جهان بینی
  • مالکان
  • محدودیت‌های محیطی

تمامی این عناصر چشم اندازهای نوینی را به وجود می‌آورند و به بررسی مسئله کمک می‌کنند. روش CATWOE پیش از مشارکت فعالانه سایر اعضای تیم، اطلاعات جامعی را برای حل مسائل فراهم می‌کند.

روش پنج چرا (Five Whys)

این روش به شما کمک می‌کند تا بتوانید با سرعت بیشتری ریشه‌های یک مسئله را بیابید. سادگی استفاده از این تکنیک، انعطاف پذیری زیادی به وجود می‌آورد و به راحتی با سایر روش‌های دیگر نیز ترکیب پذیر است. در متد پنج چرا باید به سرعت از پاسخ به سوال بعدی حرکت کنید؛ چرا که این کار سبب مشخص شدن یک تصویر کلی از مسئله خواهد شد.

 

نمودار استخوان ماهی (Fish bone Diagram)

خوب است بدانید در ایجاد بسیاری از مشکلات، چندین مسئله دست به دست یکدیگر می‌دهند و آشفتگی به بار می‌آورند! متد استخوان ماهی که به نام ایشیکاوا نیز شناخته می‌شود، راه حلی است که از آناتومی ماهی الهام گرفته شده است. این نمودار یک ابزار فوق العاده است که با استفاده از آن، اعضای یک تیم می‌توانند برای ایجاد طوفان فکری درمورد بررسی علل ایجاد مشکل، دست به کار شوند.

دلایل ضعف در مهارت حل مسئله چیست؟

حال که به طور کامل دانستید مهارت حل مسئله چیست و با چند مورد از انواع تکنیک‌های حل مسئله آشنا شدید، نوبت به آن می‌رسد که بگوییم چرا برخی افراد در زمینه روبرویی با مشکلات ضعیف هستند؟

اشتباه گرفتن نشانه‌ها با دلایل واقعی مشکلات

برخی از افراد بخش اعظم انرژی خود را برای سازگاری با نشانه‌های مشکل صرف می‌کنند، بدون اینکه دلیل آن را بدانند. برای شناخت دلایل مشکلات، باید نتیجه گیری ذهنمان را به چالش بکشیم تا در نهایت بتوانیم فراتر از مشکل را ببینیم و به رفع آن بپردازیم.

جست و جوی راه حل‌های سریع به جای راهکارهای موثر

بیشتر ما تمایل به یافتن راه حل‌های سریع و عجولانه برای مشکلاتمان داریم. این کار باعث می‌شود راه حل‌هایی که به ذهنمان می‌رسد را بدون توجه به رابطه علت و معلولی، باور کنیم. به همین دلیل است که افراد کمی به هسته مشکلات می‌رسند و مجبور به انتخاب راهکارهای غیرموثر می‌شوند. علاوه بر آنچه که بیان شد، تکیه بیش از حد به دانش خود نیز یکی دیگر از دلایل ضعف در رویارویی با مشکلات است که سبب عدم استفاده افراد از اطلاعات در دست و درنهایت موفق نشدن در حل مسائل می‌شود.

 

تکیه‌ی بیش از حد به دانش‌ خود

علاوه بر موارد گفته شده، ما به این دلیل دچار ضعف در مهارت حل مسئله هستیم که بیش از انداره به دانش خود تکیه می‎کنیم، آن هم دانش ناقص بشری! در حقیقت، همه ما علاوه بر افزایش دانش در زمینه های مختلف، نیازمند یادگیری مهارت‌هایی همچون تفکر منطقی، تفکر نقاد و تفکر خلاقانه هستیم. زیرا افزایش دانش به خودی خود، باعث توانمندی ما در حل مسائل نخواهد شد، بلکه بکار بردن همزمان دانش و انواع تفکر اشاره شده، می‎تواند ضعف‌های موجود در حل مسائل را مرتفع نماید.

چگونه مهارت حل مسئله را در خودمان افزایش دهیم؟

راه‌های زیادی وجود دارند که با استفاده از آن‌ها درمی‌یابیم چگونه مهارت حل مسئله را در خودمان افزایش دهیم. نکاتی که با رعایت آن‌ها قادر به تقویت مهارت حل مسئله خواهید بود، عبارتند از:

  • تعریف و بررسی علت مشکل
  • ایجاد گزینه‌‌های راه حل
  • ارزیابی و انتخاب گزینه‌ها
  • اجرای راهکار

در زمان مقابله با مشکلات می‌توانید تنها با پیاده سازی این ۴ گام اساسی، توانایی حل مسئله خود را تقویت کرده و بدون هیچ اضطرابی به حل آن‌ها بپردازید.






نوشته شده توسط sychology در ساعت 22:06
ارسال نظر(0)

شنبه 14 اسفند 1400

حل مسئله

 

رویکرد خبرپردازی یا پردازش اطلاعات

به نظر می رسد روانشناسان شناختی بیشترین تلاش خود را معطوف تعریف آن فرایند های شناختی کرده باشند که دربازنمایی درونی دست اندرکارند.تنها در سا ل های اخیر پیگیری های منظم در مورد ساختار شناختی که در فعالیت حل مسأله درگیر است، آغاز شده است.مدل های پدید آمد تأکید زیادی بر دانش موجود در ساختار حافظه و شبکه های معنایی دارد،و به دلایل قابل قبول، ادبیات راجع به هر دو میدان بسط یافته است.و حل مسأله مشخصا به به عوامل حافظه و نیز بسیاری از شبکه های معنایی مربوط شده است.( عماري ، 1383 )

ازجمله این مدل ها می توان از مدل حافظه گرینو[14](1973) نام برد که پیوند مستقیم میان ساختار حافظه و حل مسأله را مطرح ساخت.بنا بر دیدگاه وی حل مسأله اطلاعات تکنیک ها  و ایده هایی را که می دانیم و از تجربه گذشته به خاطر می آوریم، به بازی می گیرد.اینجا تجارب قبلی محتوای حافظه را تشکیل می دهد.با وجود این حل مسأله مبین شکل منحصر به فردی از پذیرش حافظه است، چرا که یک راه حل، اغلب از طریق تشکیل خاصه های ربطی و نه ازطریق ذهنی اطلاعات پیدا می شود( عماري ، 1383 ) .

به طور خلاصه می توان گفت که مدل گرینو یک چارچوب مفهومی تدارک می بیند که در درک و فهم فرایندهای شناختی برای حل مسأله در زمینه ی پردازش اطلاعات بسیار مفید است.میلر[15] و همکاران (1960) هم یک برنامه ی تحلیل وسیله – هدف چند منظوره به نام TOTE (آزمایش- عمل-آزمایش-خروج پیشنهاد کردند که قابل استفاده برای حل مسأله بود.

یک آزمایش اولیه بین حالت موجود و حالت مطلوب انجام می شود، اگر این دو حالت با یکدیگر متفاوت باشند یک عملیات انتخاب شده و به اجرا در می آید.و به دنبال آن یک تست دیگر انجام میشود، و آزمونهای متوالی و اعمال متوالی تداوم می یابد.تا سرانجام وضعیت مطلوب حاصل شود.(میلر و همکاران به نقل از آرام 1376).

جدول مقایسه ی دو دیدگاه گشتالت و تداعی گری: (عماری، 1383)

       
       
 

فعالیت ذهنی[16]

سعی در حلقه های محرک و پاسخ[17]

تجدید سازمان عناصر[18]

3

واحد تفکر[19]

حلقه های محرک و پاسخ[20]

سازماندهی[21]

4

اجرای تئوری[22]

دقیق و مشخص[23]

کلی و مبهم[24]

طرح جورج پولیا پیرامون حل مسئله:

گذشته از  نظریات عمومی مطرح شده پیرامون حل مسأله، در حیطه ی خاص ریاضی، نظریات بسیار اندک می باشند.در این زمینه یکی از طرح های کاربردی و الگوهایی که شامل راهکارهای تخصصی درس ریاضی می باشد، الگوی حل مسأله ی جورج پولیا[25]است، که در پژوهش حاضر نیز به عنوان مبنای طرح درس آموزشی انتخاب شده است.پولیا طرح حل مسأله ی خود را در کتاب چگونه مسأله را حل کنیم برای اولین بار در سال 1945 مطرح نمود و بعدها در کتاب خلاقیت ریاضی به بسط و گسترش آن پرداخت.چهار گام پیشنهادی وی برای حل مسأله عبارتند از:

1-فهمیدن مسأله[26]: حل کننده ی مسأله، اطلاعات را جمع آوری کرده و از خود می پرسد« از من چه می خواهد؟» چه چیزی «روش نیست؟» و یا چه چیزهایی داریم؟« داده ها چیستند؟»

2- ایجاد طرح[27]: حل کننده ی مسأله، می کوشد تا با استفاده از تجارب قبلی یک راه حل برای خود بیابد و می پرسد« آیا من مسأله ای مثل این را می شناسم؟» « آیا می توانم اهداف جدیدی را بر اساس تجربیات قبلی خود برای این مسأله پیدا کنم؟» و یا «آیا می توان داده ها را به گونه ای بیان کنم که با تجربیاتم همانند شوند؟» در این جاست که بینش جرقه می زند.

3- اجرای طرح[28]: حل کننده ی مسأله، می کوشد تا با طرح خود مسأله را حل نموده و هرگام را چک کند.

4-نگاه به عقب[29]: حل کننده ی مسأله، سعی می کند تا با استفاده از از روشی دیگر و با دیدن اینکه آیا همه چیز باهم همخوانی دارد یا نه، کار خود را چک می کند و از خود می پرسد.«آیا می توانم این نتایج و روش ها را برای دیگر مسائل نیز به کار ببرم؟»






نوشته شده توسط sychology در ساعت 20:53
ارسال نظر(0)

شنبه 14 اسفند 1400

تاریخچه و قوت نظریه پردازی پیرامون فرآیندهای حل مسئله

تاریخچه و قوت نظریه پردازی پیرامون فرآیندهای حل مسئله به اواخر قرن نوزدهم معطوف است.قرار گرفتن دانش آموز در موقعیتی که موجب برهم خوردن تعادل برقرارشده میان داانش آموز و محیط می شود و این پدیده همان چیزی است، که پیاژه آن را کلید رشد عقلانی یا تقویت ساختار شناختی می داند (شعبانی 1378). در این سال ها ولیام جیمز و جان دیویی هرکدام به طورمستقل به مطالعه پیرامون حل مسأله پرداخته اند.جان دیویی پنج مرحله برای حل مسأله پیشنهاد کرده است، که عبارتند از:1- درک وجود مشکل 2-جهت یابی 3- طرح زمینه4-کاربرد منطقی5- بازبینی تجربی ( عماري ، 1383).                                                                

در اینجا ازمیان نظرات مطرح شده، به سه رویکرد تداعی گرایی،گشتالتی و خبرپردازی یا پردازش اطلاعات و طرح حل مسأله ی جورج پولیا خواهیم پرداخت.

 

دیدگاه تداعی گرایی:[1]

بر اساس این دیدگاه تفکر می تواند به عنوان کاربرد کوشش و خطا، تمایلات پاسخ دهی از پیش تعیین شده که، آن را عادت[2]می نامیم، تئصیف شود.این دیدگاه بدین خاطر تداعی گرایی نامیده می شود که در آن فرض می شود برای هرموقعیت مسأله تداعی با پیوندهای[3] زیادی به عنوان پاسخ وجود داردR1...R2…R3...)).بنابراین سه عنصر تداعی گری تفکر عبارتند از:

محرک ها ( یک موقعیت حل مسأله)

پاسخ ها( رفتارهای خاص حل مسأله)

تداعی های بین این محرک های ویژه و پاسخ های خاص

تئوری گشتالت [4]دیگاه تجدید ساختار ادراکی:

در گشتالت ایده ی مهم درباره ی حل مسأله این است که مردم بدین علت در حل مسائل دچار مشکل می شوند که نمی توانند به موقعیت مسأله با دید تازه ای نگاه کنند، و همچنین نمی توانند عناصر را به گونه ای جدید با هم مرتبط[5]سازند (مایر1991). برخی از گشتالتی ها ذکر کرده اند که حل مسأله و ایجاد بینش، اغلب همراه با واژه ی «آها» می باشد.(ویس برگ[6] 1986).

براساس روانشناسی گشتالت، فرایند حل مسأله عبارت است از:جست و جو برای ارتباط دادن یک جنبه از موقعیت مسأله به جنبه ی دیگر و نتیجه ی آن ادراک ساختاری می باشد.ادراک ساختاری عبارت است از:توانای درک اینکه چگونه تمامی اجزای مسأله به گونه ای جور شوند که امکانات کافی برلی دست یابی به هدف را مهیا می سازند، و این امر شامل سازمان عناصر موقعیت مسأله به سبکی جدید، برای رسیدن به حل مسأله می شود (مایر1977).

یکی از مفاهیم اساسی در تئوری گشتالت این است که دو نوع تفکر وجود دارد:

1-به وجود آوردن بلکه حل جدید برای یک مسأله ، که تفکر  آفرینش[7] نامیده می شود، چراکه یک سازمان جدید ایجاد شده است.

2-به کار بردن راه حل های قدیمی برای یک مسأله که تفکر بازآفرینی[8]نامیده می شود، چرا که رفتارها و عادات قبلی به سادگی بازسازی می شوند (مایر1977).

والاس[9] (1926) در تلاش برای تحلیل فرایند تفکر به گام های کوچک تر چهار مرحله را بیان می کند که عبارتند از:

آماده سازی[10]: که عبارتست از جمع آوری اطلاعات و تلاش اولیه جهت حل مسأله.

رشد نهفته[11]: کار کردن بر روی مسأله در هنگام کار یا دیگر فعالیت ها و یا در خواب «آها» می گوید.

اشراق[12]: آشکار شدن کلیه حل مسأله هنگامی که فلاش بک بینش فرد زدهمی شود.

تأیید[13]: چک کردن راه حل براتی حصول اطمینان از کارکرد آن (همان منبع)

رویکرد خبرپردازی یا پردازش اطلاعات

به نظر می رسد روانشناسان شناختی بیشترین تلاش خود را معطوف تعریف آن فرایند های شناختی کرده باشند که دربازنمایی درونی دست اندرکارند.تنها در سا ل های اخیر پیگیری های منظم در مورد ساختار شناختی که در فعالیت حل مسأله درگیر است، آغاز شده است.مدل های پدید آمد تأکید زیادی بر دانش موجود در ساختار حافظه و شبکه های معنایی دارد،و به دلایل قابل قبول، ادبیات راجع به هر دو میدان بسط یافته است.و حل مسأله مشخصا به به عوامل حافظه و نیز بسیاری از شبکه های معنایی مربوط شده است.( عماري ، 1383 )

ازجمله این مدل ها می توان از مدل حافظه گرینو[14](1973) نام برد که پیوند مستقیم میان ساختار حافظه و حل مسأله را مطرح ساخت.بنا بر دیدگاه وی حل مسأله اطلاعات تکنیک ها  و ایده هایی را که می دانیم و از تجربه گذشته به خاطر می آوریم، به بازی می گیرد.اینجا تجارب قبلی محتوای حافظه را تشکیل می دهد.با وجود این حل مسأله مبین شکل منحصر به فردی از پذیرش حافظه است، چرا که یک راه حل، اغلب از طریق تشکیل خاصه های ربطی و نه ازطریق ذهنی اطلاعات پیدا می شود( عماري ، 1383 ) .

به طور خلاصه می توان گفت که مدل گرینو یک چارچوب مفهومی تدارک می بیند که در درک و فهم فرایندهای شناختی برای حل مسأله در زمینه ی پردازش اطلاعات بسیار مفید است.میلر[15] و همکاران (1960) هم یک برنامه ی تحلیل وسیله – هدف چند منظوره به نام TOTE (آزمایش- عمل-آزمایش-خروج پیشنهاد کردند که قابل استفاده برای حل مسأله بود.

یک آزمایش اولیه بین حالت موجود و حالت مطلوب انجام می شود، اگر این دو حالت با یکدیگر متفاوت باشند یک عملیات انتخاب شده و به اجرا در می آید.و به دنبال آن یک تست دیگر انجام میشود، و آزمونهای متوالی و اعمال متوالی تداوم می یابد.تا سرانجام وضعیت مطلوب حاصل شود.(میلر و همکاران به نقل از آرام 1376).






نوشته شده توسط sychology در ساعت 20:48
ارسال نظر(0)

شنبه 14 اسفند 1400

برنامه ریزی روزانه خود را براحتی تغییر ندهید

زمان اجرای هر فعالیت را به صورت مناسب انتخاب کنید.

برخی فعالیتها نیاز به اوقات خاصی در شبانه روز دارند. یک مثال واضح از این دسته از فعالیتها این است که شما نمی‌توانید تمرین آواز یا موسیقی خود را برای ساعاتی از شب که معمولا سایر افراد در حال استراحت هستند برنامه ریزی کنید. در مورد سایر فعالیتها مسأله کلی حساستر و ظریفتر است. مثلا در مورد مطالعه ، تحقیقات نشان می‌دهد که ساعاتی از شبانه روز بهترین زمان برای مطالعه هستند، مثل ساعت حول و حوش 10 صبح و 2 نصف شب ، در این دو ساعت منحنی یادگیری بسیار بالاست. علاوه بر این ساعت حول و حوش 3 بعد از ظهر منحنی یادگیری در پایینترین نقطه خود قرار دارد، بنابراین زمانی مناسب برای مطالعه نیست.

بنابراین توجه به رعایت تناسب زمانی بسیار مهم است. شما نمی‌توانید کارهایی را که نیاز به تمرکز بیشتری دارند در زمان بیداری فرزندان خانواده که در حال بازی و شلوغی هستند انجام دهید، یا زمان استراحت خود را در زمان کار و فعالیت دیگران قرار دهید. از اتلاف وقت جلوگیری کنید. ما معمولا اوقاتی را داریم که ذره ذره هدر می‌روند، بدون آنکه متوجه شویم آنها را شناسایی کنید، علت آنرا بدانید و به رفع آنها اقدام کنید، این وقتها صرف استراحت شما نشده‌اند. چرا که استراحت یک زمان ویژه را در برنامه ریزی زمانی شما دارد. اتلاف وقت معمولا بخاطر تأخیر ، کندی عمل ، بی حوصلگی و فراهم نبودن شرایط انجام فعالیت و ... بوجود می‌آیند.

برنامه ریزی روزانه خود را براحتی تغییر ندهید.

خیلی طبیعی است که گاه مسائلی پیش می‌آید که غیر منتظره هستند و اغلب برنامه ما را بهم می‌ریزند. در اینگونه مواقع کاملا هوشیار باشید؟ آیا شما می‌توانید جلوی این عامل مزاحم و مختل کننده برنامه خود را بگیرید؟ آیا ارزش آن بیش از سایر فعالیتهای شماست؟ آیا شما مجبور به قول فعالیت ناخوانده هستید؟ در صورتی که اجباری در کار نباشد و یا ارزش فعالیت جدید چندان زیاد نباشد مقاومت کنید، مثل دعوت یک دوست برای صرف شام که می‌توانید آنرا به روز دیگری موکول کنید (چگونه نه بگوییم؟). در غیر اینصورت می‌توانید یک برنامه جبرانی برای خود ردیف کنید و در اولین فرصت مشکل را جبران کنید. مثلا می‌توانید در برنامه‌های روزهای بعد کمی از اوقات تفریح خود را حذف کنید و صرف فعالیتی کنید که مجبور رها کردن آن شده‌اید.

 

اهمیت برنامه ریزی تحصیلی

امور درسی یکی از مهمترین فعالیتهاست که اهمیت زیادی در سایر جنبه‌های زندگی دارد. بر این اساس انجام این فعالیت مهم به نحو احسن بطوری که نتایج خوب و عالی در بر داشته باشد اهمیت زیادی پیدا می‌کند. هیچ کاری بدون برنامه ریزی فعالیتی کامل نخواهد بود. بویژه مسائل درسی و تحصیلی بیشتری دارند، مدت زمان در آنها مهم است و ... .

فواید برنامه ریزی تحصیلی

به روشن شدن اهداف کمک می‌کند.

زمانی که فرد اقدام به تهیه یک برنامه تحصیلی برای خود می‌کند توجه بیشتری به اهداف برنامه مبذول می‌دارد. و این کمک می‌کند تا شناخت بیشتری از اهداف پیدا کند و آنها را دسته بندی می‌کند. اهداف طولانی مدت و کوتاه مدت را تشخیص دهد و هیچیک را فدای دیگری نکند.

از اتلاف وقت جلوگیری می‌کند.

همچون سایر امور زندگی مسائل تحصیلی نیز از لحاظ تنظیم وقت و زمان دارای اهمیت هستند. برنامه ریزی به فرد کمک خواهد کرد، استفاده مفیدتری از مدت زمانی اختیار بکند و از اتلاف وقت خود جلوگیری نماید. مسأله وقت در برخی موارد تحصیلی همچون نزدیکی امتحانات و در حین برنامه ریزی برای کنکور اهمیت شایان توجهی دارد. از دست دادن وقت برابر خواهد بود با از دست دادن بسیاری از موفقیتها در آینده.

از اتلاف انرژی جلوگیری می‌کند.

استفاده از یک برنامه ریزی استاندارد و با اصول صحیح علمی به فرد کمک خواهد کرد انرژی و توان ذهنی خود را بیهوده به هدر ندهد. در این نوع برنامه ریزیهای استاندارد عمدتا روشهای مفیدی مورد استفاده قرار می‌گیرد که موجب خواهد شد، فرد بیشترین استفاده را از توان ذهنی خود بکند و از اتلاف آن جلوگیری کند. به یک مثال توجه کنید، در برنامه ریزی تحصیلی بر مبنای یافته‌های روانشناسی اصل در نظر گرفته می‌شود، با این محتوا که بعد از مدتی (حدود 45 دقیقه) بعد از شروع مطالعه و یادگیری منحنی یادگیری بسیار پائین می‌آید، بطوری که فرد یادگیری خوبی بعد از این زمان نخواهد داشت، مگر اینکه یک استراحت کوتاهی داشته باشد. با در نظر گرفتن اصولی از این قبیل ، فرد برنامه ریزی تحصیلی خود را طوری انجام می‌دهد تا هر 45 دقیقه یکبار استراحت کوتاهی داشته باشد تا دوباره با تجدید قوای ذهنی شروع به یادگیری نماید.






نوشته شده توسط sychology در ساعت 20:38
ارسال نظر(0)

شنبه 14 اسفند 1400

اصول صحیح برنامه ریزی تحصیلی

 

اهداف خود را روشن کنید.

برای برنامه ریزی در کلیه امور باید اهداف دقیق و روشنی داشته باشید. این مسأله در برنامه ریزی تحصیلی حائز اهمیت فراوانتری است. برای خود روشن کنید اهداف بلند مدت شما کدامها هستند، اهداف کوتاه مدت کدامها هستند: مثلا:

هدف بلند مدت: قبولی در کنکور تجربی دانشگاه سراسری امسال

هدف کوتاه مدت: مطالعه فلان دروس در این ماه یا در این هفته

اهداف خود را زمان بندی کنید.

زمان دقیقی برای هر یک از اهداف کوتاه مدت تعیین کنید. مثلا تعیین کنید که مطالعه چه دروسی را در چه مدت زمانی به اتمام خواهید بود.

مطالعه دروس را به صورت موازی انجام دهید.

برخی افراد از شیوه مطالعه تک درسی استفاده می‌کنند. مثلا یک هفته برای یک درس. این شیوه موجب خستگی ذهنی و کاهش بازده یادگیری در آنها می‌شود. توصیه می‌گردد به جای روش تک درسی از شیوه موازی استفاده کنند. به این ترتیب که دو یا سه درس را برای مدت زمان معین انتخاب کنند و مطالعه کنند. به این ترتیب خواهند توانست از خستگی ذهنی جلوگیری کنند. هر چقدر تنوع در زمان بندی مطالعه این دروس بیشتر باشد به همان اندازه از خستگی ذهنی بیشتر جلوگیری خواهد شد. به برنامه‌های زیر با تنوعهای متفاوت توجه کنید.

 

مطالعه درس فیزیک ، شیمی ، ادبیات در یک هفته شامل 2 روز اول فیزیک ، 2 روز دوم شیمی ، 2 روز سوم ادبیات ، مطالعه درس فیزیک ، شیمی ، ادبیات در یک هفته شامل صبح ، فیزیک - ظهر ، شیمی - عصر ، ادبیات توجه کنید که برنامه ریزی دوم از لحاظ تنوع مناسبتر است، چون در یک روز 3 درس مورد مطالعه قرار می‌گیرد، در حالیکه در روش اول هر 2 روز یک درس و این احتمال بیشتری دارد که موجب خستگی ذهنی شود.

تناسب میان دروس را رعایت کنید.

در برنامه ریزی برای مطالعه دروس خود تناسب ، مسأله مهمی است. به عبارتی تنوع در انتخاب دروس نیز مهم است، انتخاب درسهای فیزیک ، شیمی ، ریاضی در یک مدت زمان مشترک کارآیی خوبی نخواهد داشت. شیوه مطالعه این دروس به یکدیگر نزدیک است و خستگی بیشتری به همراه خواهد داشت. همه آنها با انواع فرمولها سر و کار دارند و این تداخل مطالب را پیش خواهد آورد. بنابراین بهتر است از چنین ترکیبی استفاده کنید: شیمی ، ادبیات ، فیزیک ، یا اگر از شیوه دروسی استفاده می‌کنید که بهتر نیز هست شیمی و ادبیات - فیزیک و بینش - ریاضی و زیست شناسی.

استراحت را در برنامه ریزی خود فراموش نکنید.

در مطالعه تمام وقت خود مثلا زمانیکه برای کنکور یا برای امتحانات برنامه ریزی می‌کنید علاوه بر استراحتی که هر 45 دقیقه یکبار و به مدت یک ربع برای خود در نظر می‌گیرند، هر چند ساعت یکبار مدت زمان طولانیتری برای استراحت مثلا نیم ساعت تا 45 دقیقه در نظر بگیرید و استراحت طولانیتری برای پایان هر مقطع زمانی (مثلا یک هفته ، یک ماه) و شروع مقطع در نظر داشته باشید.

به عنوان مثال دانش آموزی که برای یک هفته خود مطالعه درس شیمی و ادبیات را انتخاب کرده است، بطوری که هر روز صبح شیمی و هر بعد از ظهر به مطالعه ادبیات می‌پردازد. در فاصله هر 45 دقیقه مطالعه ، یک ربع استراحت می‌کند و هر 3 چهل و پنج دقیقه یک استراحت 45 دقیقه‌ای برای خود دارد. در پایان هفته که بعد از ظهر جمعه را در نظر گرفته است بطور کامل به استراحت می پردازد تا هفته بعد را برای مطالعه فیزیک و زیست شناسی در نظر گرفته است با انرژی بیشتری شروع کند.

برنامه ریزی روزانه برای طول سال تحصیلی

برنامه ریزی برای طول سال تحصیلی اندک تفاوتهایی با سایر برنامه ریزیهای تحصیلی مثلا آمادگی برای کنکور دارد. به این صورت که اهداف شما با اهداف مدرسه در هم می‌آمیزد و شما برای برنامه ریزی درسی خود تا حدی از برنامه ریزی مدرسه تبعیت می‌کنید. با اینحال شما در کنار اهداف برنامه ریزی شده مدارس که برای شما تعیین می‌کند در چه روزی به مطالعه کدام دروس بپردازید، اهداف خود را در راستای همان دروس تنظیم کنید و سایر اصول برنامه ریزی را نیز رعایت کنید.

 

 






نوشته شده توسط sychology در ساعت 20:28
ارسال نظر(0)

شنبه 14 اسفند 1400

برنامه ریزی و تعیین فعالیت های اثربخش در جهت تحقق هدف به بهترین شکل ممکن
برنامه‌ریزی
برنامه‌ریزی یا طرح‌ریزی یعنی اندیشیدن از پیش. متخصصین از زوایای متعدد برای برنامه‌ریزی تعارف متعددی ارائه کرده‌اند که برخی از آنها از این قرار است:تعیین هدف، یافتن و ساختن راه وصول به آن،
تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه کارهایی باید انجام گیرد،
تجسم و طراحی وضعیت مطلوب در آینده و یافتن و ساختن راه‌ها و وسایلی که رسیدن به آن را فراهم کند،
طراحی عملیاتی که شیئی یا موضوعی را بر مبنای شیوه‌ای که از پیش تعریف شده، تغییر بدهد.
فرآیند برنامه‌ریزی
تعریف برنامه ریزی
برنامه ریزی عبارت است از تهیه و توزیع و تخصیص عوامل و وسایل محدود برای رسیدن به هدف های مطلوب در حداقل زمان و با حداقل هزینه ممکن
برنامه ریزی یعنی تعیین فعالیت های اثربخش در جهت تحقق هدف به بهترین شکل ممکن (کارآیی)
مدیریت با برنامه ریزی مفهوم پیدا می کند
انواع برنامه ریزی
برنامه ریزی بدو دسته : 1- برنامه ریزی جامع 2- برنامه ریزی عملیاتی تقسیم می گردد .
الف) مشخصات برنامه ریزی جامع
  • برنامه ریزی جامع ، برنامه ریزی در سطح بالای سازمان است
  • برنامه ریزی جامع توسط مدیریت ارشد سازمان انجام می شود
  • برنامه ریزی جامع عمدتاً دراز مدت است
  • برنامه ریزی جامع تمام برنامه های دیگر را تحت تأثیر قرار می دهد
انواع برنامه ریزی جامع
برنامه ریزی استراتژیک
برنامه ریزی دراز مدت
ب) برنامه ریزی عملیاتی
برنامه ریزی عملیاتی به فعل در آوردن تصمیمات و چهار چوب های تعیین شده توسط برنامه ریزی جامع است
فرآیند برنامه‌ریزی
فرآیند برنامه‌ریزی از دوازده گام تشکیل شده که به قرار زیر است:
گام اول: آگاهی از فرصت‌ها (مسائل و نیازها)
این گام با یک مقایسهٔ اساسی بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب شروع می‌شود. باید یک ارزیابی نسبی از وضعیت اقتصادی، سیاسی، رقابت و فناوری محیط داشته باشیم (وضع موجود) و چرایی و چه چیزی آنچه می‌خواهیم بدست آوریم را نیز بدانیم (وضع مطلوب). برنامه‌ریزی به تشخیص صحیح از وضعیت مسائل و فرصت‌ها نیاز دارد؛ بنابراین پاسخ به پرسش‌های زیر مفید خواهد بود:مقصود از برنامهٔ در دست تدوین چیست؟
آیا رسیدن به این مقصود به حذف برنامهٔ فعلی، اصلاح آن، یا برنامه‌ای جدید نیاز دارد؟
رسیدن بدین مقصود برای سازمان چه اهمیتی دارد؟
گام دوم: تعیین اهداف کوتاه‌مدت
اهداف کوتاه مدت، نتایج مورد انتظار و زمان رسیدن به مواردی را که باید مورد تأکید قرار گیرد، معین می‌کند و آنچه را که با بکارگیری استراتژی، خط مشی، رویه، قوانین، بودجه و برنامه زمانبندی باید بدست آید، مشخص می‌کند.
گام سوم: کسب اطلاعات کامل دربارهٔ فعالیت‌های مورد نظر
دانستن فعالیت‌هایی که باید برنامه‌ریزی شود و تأثیر آنها بر سایر فعالیت‌های داخلی و خارجی سازمان، برای برنامه‌ریزی هوشیارانه ضروری است. اطلاعات حاصل از مطالعه و بررسی، مروری بر سوابق، مشاهدهٔ اعمال سایر سازما‌ن‌ها و راه‌حل‌های بکار رفته در گذشته و تجربه منابع مشهور، اطلاعات قابل استفاده را تشکیل می‌دهد. پرسش‌های زیر به این گام کمک می‌کند:آیا تمامی داده‌های لازم جمع‌آوری شده و برای پوشش دادن به همهٔ فعالیت‌ها کافی است؟
آیا پیشنهادهای افراد اجرایی اخذ شده است؟
گام چهارم: دسته‌بندی و تحلیل اطلاعات
در این مرحله، هر جزئی از اطلاعات، هم به‌طور مجزا و هم در ارتباط با کل آن، بررسی می‌شود؛ روابط میان متغیرها شناسایی و بررسی می‌شود و اطلاعات موجود طبقه‌بندی می‌شود. پرسش‌های زیر می‌تواند مفید باشد:آیا روابط آشکار بین داده‌های واقعی وجود دارد؟
آیا افراد مهم اجرایی روابط بالا را تأکید می‌کنند؟
آیا برای تسهیل در تحلیل، اطلاعات جدول‌بندی شده یا به‌صورت نمودار درآمده است؟
گام پنجم: تعیین فرضیه‌ها و شناخت موانع
مفروضات برنامه‌ریزی، بر مبنای تصورات ما از محیطی است که برنامه‌ریزی می‌خواهد در آن انجام گیرد. باید تمام مدیران برنامه‌ریزی روی مفروضات اتفاق نظر داشته باشند. پرسش‌های زیر برای تعیین فرضیه‌ها مفیدند:برای برنامه‌ریزی چه فرضیه‌های مهمی دربارهٔ آینده دارید؟
آیا فرضیه‌ها جامع هستند و تمام مقتضیات مهم را پوشش می‌دهند؟
چه فرضیه‌هایی را باید به منظور شناسایی تغییراتی که ممکن است تأثیر جدی بر برنامه بگذارد، کنترل کرد؟
گام ششم: تعیین بدیل‌ها
در این گام بدیل‌های مختلف (راه‌حل‌های مختلف مسأله یا برنامه‌های پیشنهادی مختلف) جمع‌آوری می‌شود. همهٔ راه‌حل‌های احتمالی باید جمع‌آوری شود، بدون اهمیت به این که در نگاه اول ممکن است بعضی بدیل‌ها مفید نیستند یا راه‌حل بهینه نیستند. پس از آن باید نقاط ضعف و قوت بدیل‌ها تعیین شود تا بتوان آنها را با هم مقایسه کرد. در این مورد پرسش‌های زیر را می‌توان مطرح کرد:در صورت انتخاب هر برنامه (بدیل)، چه اصلاحی (تعدیلی) ممکن است لازم شود؟
آیا کیفیت، سرعت و هزینهٔ لازم رضایت‌بخش است؟
آیا مکانیزه کردن کارها بر سرعت انجام آنها می‌افزاید؟
گام هفتم: ارزیابی بدیل‌های گوناگون
پس از تعیین بدیل‌ها و بررسی نقاط ضعف و قوت هر یک، باید آنها را با اهداف و مفروضات اولیه سنجید. در این مرحله از فرآیند برنامه‌ریزی است که فنون پژوهش‌های عملیاتی و ریاضی در زمینهٔ مدیریت کاربرد عمده‌ای دارند.
گام هشتم: انتخاب بدیل
مرحلهٔ اصلی در تصمیم‌گیری، انتخاب بدیل است. برای انتخاب بهینه پرسش‌های زیر مفید است:آیا برنامه (بدیل)، برای تطبیق با شرایط متفاوت قابلیت انعطاف دارد؟
آیا برنامه، مورد پذیرش افراد اجرایی (عملیاتی) است؟
برنامهٔ انتخابی از نظر پرسنل، مکان، تجهیزات، آموزش و نظارت، به چه امکانات جدیدی نیاز خواهد داشت؟
گام نهم: تدوین برنامه‌های فرعی (پشتیبانی)
برنامه‌ریزی بدون این مرحله به‌ندرت کامل می‌گردد. تقریباً همیشه برای حمایت از برنامهٔ اصلی، به برنامه‌های فرعی نیاز است. برای مثال،هنگامی که یک شرکت هواپیمایی تصمیم به خرید یک سری هواپیمای جدید می‌گیرد، این تصمیم‌گیری به یک سری برنامه‌ریزی فرعی جدید نیاز دارد؛ از جمله در مورد استخدام و آموزش افراد مختلف با مهارت‌های گوناگون، خرید و نگهداری لوازم یدکی، ایجاد امکانات تعمیراتی، برنامه زمانبندی جدید، تأمین بودجه، اخذ بیمه و غیره.
گام دهم: تنظیم تفصیلی توالی فعالیت‌ها و جدول زمانبندی
جزئیات اینکه فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده، در کجا، توسط چه کسی و در چه زمانی باید انجام شود به طور مناسب تنظیم می‌گردد؛ چگونگی و زمان به‌کارگیری برنامه، حیاتی است. پرسش‌های زیر برای تنظیم این مرحله می‌تواند مطرح شود:آیا برنامه، از نظر محتوا و زمانبندی نظر مجریان و پذیرش از طرف آنها را جلب کرده است؟
آیا جزئیات دستورالعمل‌ها برای پوشش دادن به برنامه، تدوین شده است؟
آیا فرم‌ها و لوازم مورد نیاز آماده است؟
گام یازدهم: بیان برنامه‌ها به کمک ارقام به‌وسیلهٔ تخصیص بودجه
پس از اخذ تصمیم و تعیین برنامه‌ها، مرحلهٔ تبدیل آن به عدد و رقم فرا می‌رسد. هر واحدی در سازمان می‌تواند بودجه‌ای مخصوص به خود داشته باشد. اگر این تخصیص بودجه خوب انجام گیرد، بودجه می‌تواند وسیله‌ای برای ترکیب هزینهٔ برنامه‌های گوناگون با یکدیگر و همچنین معیار مهمی برای سنجش میزان پیشرفت در برنامه‌ها باشد.
گام دوازدهم: پیگیری پیشرفت کار در برنامه ریزی روزانه
موفقیت برنامه با نتایج بدست آمده سنجیده می‌شود، بنابراین پیش‌بینی چگونگی پیگیری کافی، برای تعیین انطباق عملکرد با برنامه و نتایج بدست آمده با نتایج مورد انتظار، باید جزء کار برنامه‌ریزی باشد. ناگفته نماند که بطور معمول این امر جزء وظیفهٔ اساسی کنترل است. پرسش‌های زیر برای ارزیابی این مرحله می‌تواند کارساز باشد:آیا در یک دورهٔ زمانی منظقی، گزارش‌ها و مدارک کافی برای آگاه ساختن مدیران کلیدی و سنجش نتایج، جمع‌آوری شده است؟
در چه محدوده یا بُردی، نتایج رضایت‌بخش محسوب می‌شود؟
در صورت نقصان نتایج، چه اقدامات اصلاحی پیشنهاد می‌کنید؟





نوشته شده توسط sychology در ساعت 19:56
ارسال نظر(0)

شنبه 16 مرداد 1395

پایان نامه کاهش فراوانی اقدام به خودکشی با شناسایی اختلالات خلقیت و شخصیت در افراد

۱-۱    ضرورت و اهميت تحقيق

با توجه به برآوردهای سازمان بهداشت جهانی، تقریبا حدود یک میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ مرتکب خودکشی شده اند و یکی از سه عامل پیشرو مرگ افراد در گروه‌های سنی ۱۵ تا ۳۵ سال به شمار می‌رود(سازمان بهداشت جهانی، ۲۰۰۰). طبق گزارش WHO، میزان اقدام به خودکشی بین ۱۰ تا ۴۰ بار بیشتر از خودکشی موفق است(مهران ، ۱۳۸۳). اقدام به خودکشی به علل زیادی کاملا رسا نیست، به عنوان مثال؛ بسیاری از افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، واقعا آرزوی مرگ و خودکشی ندارند، بنابراین گروه ادینبورگ۲ اصطلاح فراخودکشی۳ را ابداع کرد(احمدی، ۱۳۸۴). امروزه خودکشی به عنوان یک اختلال چندبعدی فهمیده می‌شود که نتیجه تعامل پیچیده زیست‌شناختی، ژنتیکی، روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و عوامل محیطی است(سازمان بهداشت جهانی، ۲۰۰۰) و موضوع خودکشی به دلیل پیامدهای آن برای خود فرد و بازماندگان او(حسین‌پور،غفاری و مهرابی زاده، ۱۳۸۳) و این که تاثیر روان‌شناختی و اجتماعی آن بر خانواده و اجتماع غیرقابل اندازه‌گیری است(سازمان بهداشت جهانی، ۲۰۰۰)، مورد پژوهش فراوان قرار گرفته است.

این پدیده آسیب‌زا، با وجود تلاش‌های مفرط، پیشگویی‌های موثر و راهبردهای پیشگیرانه، باز هم در جامعه وجود دارد و فرض قریب این است که درک ما از اثر متقابل فاکتورها دخیل در خودکشی، هنوز ناقص مانده است(پامپیلی و همکاران، ۲۰۰۴).

از نظر علمی نیز، خودکشی یک معضل روانی-اجتماعی پیشگیری شونده است، اما در میان تمام پیامدهای و آسیب‌های این پدیده، تغییر ساختاری و جوان‌تر شدن افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، خود بر مشکلات پیش‌رو افزوده است(جمشیدزاده و همکاران، ۱۳۸۳) و نرخ بالای اقدام به خودکشی، بر اهمیت تشخیص ویژگی‌های کلینیکی تاکید دارد که ممکن است در بازشناسی، بیماران در معرض خطر رفتار خودکشی باشند(اولدهام۱، ۲۰۰۶). پیش‌بینی کننده‌های کلینیکی رفتار خودکشی عموما قوی نیستند، به این معنا که برای هر نمونه‌ای از بیماران یا حتی برای بیماری خاص، قابل تسری نمی‌باشند (لنانابوکو۲ ،۲۰۰۹).

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد






نوشته شده توسط sychology در ساعت 11:59
ارسال نظر(0)

شنبه 16 مرداد 1395

پایان نامه ارشد کاهش احتمال اقدام به خودکشی با رفع و درمان یکی از اختلالات همایند در فرد

۱-۱    اهداف پژوهش

با توجه به این که پژوهش‌ها و مطالعات زیادی درباره خودکشی و مسایل و موضوعات مرتبط با آن انجام شده است، اما به توجه به اثر متقابل عوامل ترکیبی در این پدیده اهداف این پژوهش به صورت زیر بیان می‌گردد. این پژوهش ضمن توجه به این امر که بتواند به مبانی نظری عمیق‌تر در زمینه خودکشی و افزایش قدرت پیش‌بینی بیشتر با شناسایی اختلالات خلقی واختلالات شخصیتی دست یابد و نقش اختلالات خلقی و شخصیتی در پیش‌بینی خودکشی و اقدام به خودکشی را شناسایی کند، به افزایش قدرت پیشگیری در صورت وجود و شناسایی اختلالات خلقی و شخصیت توجه کرده و سعی دارد با دست‌یابی به نتایج مطالعه و تحقیق، زمینه‌ای فراهم آورد تا این اهداف کاربردی در بستر جامعه و محیط‌های دخیل در این زمینه محقق گردد؛

  • کاهش فراوانی اقدام به خودکشی با شناسایی اختلالات خلقیت و شخصیت در افراد
  • کاهش احتمال اقدام به خودکشی با رفع و درمان یکی از اختلالات همایند در فرد

۱-۲    فرضیه های پژوهش

با توجه به ادبیات تحقیق و یافته‌هایی که دیگر محققان در زمینه مباحث مربوط به خودکشی، علل و سبب‌شناسی آن فراهم آورده‌اند، تلاش می‌شود تا در جریان پژوهش و بررسی به سوالات زیر پاسخ داده شود تا زمینه‌ای برای اقدامات علمی و عملی بعدی باشد؛

١ – آیا اختلالات خلقی و اختلالات شخصیت اقدام به خودکشی را پیش‌بینی می‌کنند؟

٢- آیا  اختلال خلقی تک‌قطبی اقدام به خودکشی را پیش‌بینی می‌کند؟

٣ – آیا اختلال خلقی دوقطبی اقدام به خودکشی را پیش‌بینی می‌کند؟

۴- آیا اختلالات شخصیت اقدام به خودکشی را پیش‌بینی می‌کند؟

در گام بعدی و با توجه به پیشینه مطالعاتی موجود، سعی شده است تا به آزمون فرضیه‌های زیر در این پژوهش پرداخته شود؛

١- اختلالات خلقی و اختلالات شخصیت اقدام به خودکشی را پیش‌بینی می‌کند.

٢- اختلالات خلقی تک‌قطبی اقدام به خودکشی را پیش‌بینی می‌کند.

٣- اختلالات خلقی دو‌قطبی اقدام به خودکشی را پیش‌بینی می‌کند.

٤- اختلالات شخصیت اقدام به خودکشی را پیش‌بینی می‌کند.

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد






نوشته شده توسط sychology در ساعت 11:59
ارسال نظر(0)

شنبه 16 مرداد 1395

پایان نامه رابطه بین اختلالات خلقی و اختلالات شخصیت و اقدام به خودکشی

۱-۱    متغیرهای پژوهش

معرفي متغيرها:  با توجه به این‌که پژوهش به بررسی رابطه متغیرها می‌پردازد و نوعی مطالعه، همبستگی است، اختلالات شخصیت و اختلالات خلقی، متغیر پیش‌بین و اقدام به خودکشی، متغیر ملاک این مطالعه محسوب می‌شوند که می‌توان با بررسی میزان وجود اختلالات شخصیت و خلقی در افراد، احتمال بروز اقدام به خودکشی را مطالعه نمود.

 

۱-۱-۱-         تعريف مفهومي و عملياتي

برای درک بهتر و یکسان مفهوم متغیرها و ایجاد ارتباط در نتایج بین افراد، از دو نوع تعریف مفهومی و عملیاتی بهره گرفته می‌شود؛ هر گاه در تعریف یک مفهوم یا سازه، از سایر مفاهیم و سازه‌ها استفاده شود، آن را تعریف مفهومی می‌گویند(ساده، ۱۳۷۵)، که به عبارتی، همان شرح‌هایی هستند که معمولاً در فرهنگ واژه‌ها آورده می‌شوند(لاری،۲۰۰۲).

تعریف عملیاتی، یک مفهوم و یک متغیر را به صورت اعمال و اموری که در مطالعه به عنوان معرف و معادل آن مشخص می‌شوند، تعریف می‌کند و این امکان را فراهم می‌آورد که مورد اندازه‌گیری قرار گیرند(لاری،۲۰۰۲). این تعریف محقق را وادار می‌کند تا مفاهیم انتزاعی را به شکل مشخص بیان کند و مجموعه روش‌هاي توصيف کننده فعاليت‌هايي است که انجام آن‌ها به گونه تجربي وجود دارد. چنين تعاريفي، مفاهيم را لمس‌پذير کرده و روش‌هاي اندازه‌گيري را که ملاک‌هايي براي کاربرد تجربي مفاهيم به دست مي‌دهد، طرح و خلاصه مي‌کند(هومن، ۱۳۷۳).

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد






نوشته شده توسط sychology در ساعت 11:56
ارسال نظر(0)

به وبلاگ من خوش آمدید
ایمیل مدیر : ali.farjadniya@gmail.com



صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ | تم دیزاینر

.::



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران